غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
333
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
نهاد و يساولى كه حاضر بود تصور نمود كه او شخصى است كه جلال الدوله را كارد زده است و مىخواهد كه بگريزد بنابر آن خنجرى بر پهلويش فرو برد و جلال الدوله در ساعت افتاد و بمرد . فخر الدوله شاه غازى بن تاج الدوله بعد از شهادت برادر نزديك به بيست سال در رستمدار بر مسند سرافرازى نشست و در سنه ثمانين و سبعمائه بملك عقبى پيوست . عضد الدوله قباد بن فخر الدوله قايممقام بود و بيست و يكسال در آنولايت حكومت نمود و چون اجل موعود در رسيد در وقت محاربه لكيور بر دست سيد فخر الدين بن سيد - قوام الدين كشته گرديد . سعد الدوله طوس بن تاج الدوله زياد پس از قتل قباد در رستمدار تاج حكومت بر سر نهاد و او بعدل و انصاف و جود و سخا و ساير محاسن اوصاف آراسته بود و بعد از وصول حضرت صاحبقران امير تيمور گوركان بمازندران بملازمتش مبادرت نمود . گفتار در بيان شمه از حال ملك كيومرث بن بيستون و ذكر ارتفاع بناء دولت او بمحض قدرت صانع كن فيكون ملك بيستون كه ولد گستهم بن تاج الدوله زيار بود و در سنه سبع و ثمانين و سبعمائه در طالقان بدست جمعى از ملاحده افتاده عالم را بدرود نمود و از وى پسرى ماند كيومرث در وقت استيلاء امير تيمور گوركان بر مازندران خود را ذره و از منظور نظر آفتاب آثار آن پادشاه كامكار گردانيده بكوتوالى قلعهء نور منصوب گشت و چند سال در آن حصار باقبال گذرانيده در آن اوانكه اسكندر شيخى ولد افراسياب جلابى با حضرت صاحبقران آغاز مخالفت كرد و اميرزاده رستم بن عمر شيخ و امير سليمان شاه بدفع فتنه او مامور گشتند ملك كيومرث بنابر نزاعى كه با اسكندر شيخى داشت از قلعه بيرون آمده بديشان پيوست و اميرزاده رستم و امير سليمانشاه اينمعنى را فوزى عظيم دانسته يكى از معتمدان را بكوتوالى قلعه نور مقرر ساختند و خواهر كيومرث را بوى داده او را بگرفتند و نزد اسكندر شيخى كه در آمل بود فرستادند و پيغام نمودند كه اينك دشمن تو را گرفته ارسال داشتيم تا غايت عنايت ما را دربارهء خود معلوم نمائى و من بعد باديهء مخالفت نه پيمائى اسكندر شيخى با اين سخن واهى التفات نكرد و ملك كيومرث را اسب و خلعت داده گفت بهر طرف مىخواهى توجه نماى كه مرا با تو كارى نيست و كيومرث بشيراز شتافته تعدى كه از اميرزاده رستم نسبت به او واقع شده بود بعرض برادرش اميرزاده پير محمد كه در فارس حكومت مينمود رسانيد و اميرزاده پير محمد او را استمالت داده زبان بملامت ميرزا رستم و سليمانشاه بگشاد و كيومرث را بايالت ولايت موروث وعده داد اما بعد از فوت امير تيمور گوركان